##@بهاران@##

خرید بک لینک

 چرا التماس دعا

 

مردی از میان جمع بلند شد و گفت:

چه کنیم که دعایمان مستجاب شود؟

حضرت پاسخ داد: با زبانی دعا کنید که با آن گناه نکرده باشید.

مرد متعجب و ناراحت گفت: یا رسول الله (ص) همه ما زبانی آلوده به گناه داریم!

حضرت فرمودند : زبان تو برای تو گناه کرده است نه برای برادر تو .

پس زبان تو نسبت به برادرت بی گناه است و زبان او نسبت به تو .

برای یک دیگر دعا کنید تا مستجاب شود . . .

دا و مناجات با حق

 

 

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 505 تاريخ: شنبه 25 آبان 1392 ساعت: 15:18

 فرجام قاتلان امام حسین(ع) و یارانش 

 دهم محرم سال ۶۱ هجری، حادثه عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیه السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلت بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند. 

با استناد به دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی ترین دشمنان کاروان حسینی(ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه می شود:

 

نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن ذی الجوشن نقش آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقش آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد 
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی اصغر(ع)  مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)  ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می زد و می گفت به من آب دهید
محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد 
عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت  
شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم هایش را از حدقه درآورد
شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد  مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می نوشید تشنگی اش برطرف نمی شد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید
##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 497 تاريخ: شنبه 25 آبان 1392 ساعت: 11:44

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 446 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

حضرت حجة الاسلام و المسلمين ((آقاى حاج سيّدمحمد تقى حشمت الواعظين طباطبائى قمى )) داستانى را از ((آيت الله العظمى مرعشى نجفى قدس سره )) اينچنين نقل فرمود:
يكى از علماى نجف اشرف ، كه مدّتى در قم آمده بود، براى من چنين نقل كرد كه : من مشكلى داشتم به مسجد جمكران رفتم درد دل خود را به محضر ((حضرت بقية الله حجةّبن الحسن العسكرى امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف )) عرضه داشتم و از وى خواستم كه نزد خدا شفاعت كند تا مشكلم حل شود.
براى همين منظور بكرّات به مسجد جمكران رفتم ولى نتيجه اى نديدم . روزى هنگام نماز دلم شكست و عرضكردم : مولاجان ، آيا جايز است كه در محضر شما و در منزل شما باشم و به ديگرى متوسل شوم ؟ شما امام من مى باشيد، آيا زشت نيست با وجود امام حتّى به ((علمدار كربلا قمربنى هاشم (ع ))) متوسل شوم و او را نزد خدا شفيع قرار دهم ؟!
از شدت تاثر بين خواب و بيدارى قرار گرفته بودم . ناگهان با چهره نورانى قطب عالم امكان ((حضرت حجّت بن الحسن العسكرى عجل الله تعالى فرجه الشريف )) مواجه شدم .
بدون تامل به حضرتش سلام كردم .
حضرت با محبت و بزرگوارى جوابم را دادند و فرمودند: ((نه تنها زشت نيست و نه تنها ناراحت نمى شوم به علمدار كربلا متوّسل شوى ، بلكه شما را راهنمائى هم مى كنم كه به حضرتش چه بگويى .
چون خواستى از ((حضرت ابوالفضل (ع ))) حاجت بخواهى ، اين چنين بگو: ((يا اباالغوث ادركنى )) اى آقا پناهم بده .))
(114)

((عباس )) در حروف ابجد مطابق با عدد 133 است . به تجربه رسيده كه اگر كسى براى برآورده شدن حاجت و رفع گرفتارى ، بعد از نماز روز جمعه ، 133 مرتبه رجأ بگويد: يا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَيْنِ اِكْشِفْ لى كَرْبى بِحَقِ اَخْيكَ الْحُسَيْنِ (ع حاجت او برآورده و گرفتارى برطرف مى شود.

مرحوم بيرجندى در كتاب شريف كبريت احمر مى نويسد: در سفر عتبات عاليات در عالم رؤ يا ديدم اگر كسى گويد:((عَبْداللّه اَبَاالْفَضْل دَخيلَك )) حاجت او برآورده شود
پس از آن احقر مكرّر به آن عمل كردم و حوائج مهم و بزرگى برآورده شد.
به تجربه رسيده كه نذر براى ((ام البنين (عليهاالسلام ))) و اطعام مستمندان به نام ((اباالفضل (ع ))) براى برآورده شدن حاجات مؤ ثر است .
5 از مرحوم آيت الله العظمى ((آقاى سيدمحمود حسينى شاهرودى قدس u200d سره )) نقل شده است كه فرموده بود: من در مشكلات ، صد مرتبه صلوات براى ((مادر حضرت ابوالفضل العباس (ع ) ام البنين (ع ))) مى فرستم .(بنده هم مؤ لف كرارا به آن رسيده ام )
6 چهارشب جمعه ، ده مرتبه سوره يس ، بدين طريق :
شب جمعه اوّل سه مرتبه ، شب جمعه دوم سه مرتبه ، شب جمعه سوم سه مرتبه ، شب جمعه چهارم ، يك مرتبه سوره يس به نيابت از ((حضرت ابوالفضل العباس (ع ))) هديه براى مادرش ((ام البنين (ع ))) بخواند ان شأ الله حاجت روا گردد.


برگرفت از کتاب کرامات العباسیه. تالیف: عالی میر خلف زاده

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 426 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

بسم الله الرحمن الرحیم


اگر مردم می دانستند در اطرافشان چه خبر است

چه کمینگاههائی که نگذاشته اند
چه چشمهای دریده ای که منتظر لحظه ای خطای آنهاست
چه گوشهای مراقبی که منتظر یک لغزش کلامی آنهاست
چه دستهائی که آنها را به سمت بدیها هل می دهد و می کشد
چه جمعیتی که همواره با آنها راه می روند و هرکدام به دنبال زدن خنجر هستند
چه کینه توزانی که اگر از دستشان بربیاید شخص را قطعه قطعه می کنند

خیلی بیشتر در هر نفسشان احتیاط می کردند و راه رفتشنان را چونان کسی که بر پرتگاهی بلند راه می رود تنظیم می کردند


و اگر مردم می دانستند

چه نگاههای نگرانی که فقط منتظر شنیدن یک واژه کمک هستند تا با جان و دل به نجات بیایند
چه دستهائی که هر ثانیه بلا را از آنان دور می کنند
چه حافظانی که هر لحظه کنارشان راه می روند تا مبادا گزندی به آنان برسد
چه شوق و ولعی برای شنیدن دعوت و دوست شدن با انان
چه کمر بستگان آماده به خدمتی که منتظرند تا شخص دعوتشان کند

بیشتر با دوستانشان دوست می شدند و انها را دشمن خود فرض نمی کردند


و اگر مردم می دانستند

وقتی به نماز می ایستند چه غوغائی در عالم ملکوت برپا میشود
چه انواری به سمت آنان نازل می شود
چه هاله ای از لطف آنها را فرا می گیرد
چه درهائی از وصل که باز نمی شود
چه درهائی از بهشت که فوج فوج باز می شود
چه آسیبیهای سنگینی که به دشمن قسم خورده انها وارد نمی شود

این همه لطف را به چند درهم نمی فروختند


و اگر مردم می دانستند

شیعه علی علیه السلام چه ارج و قربی نزد درگاه الهی دارد
و ملائک چگونه کمر به خدمت آنها بسته اند
و خدای سبحان به آنها فخر می کند

برای صراط علی علیه السلام جان فدا می کردند


و اگر مردم می دانستند

دشمنی با ظالمان در حق فاطمه سلام الله علیها چه ارزشی در عالم ملکوت دارد
و اگر می دانستند لعن ظالمان چه گره هها که نمی گشاید

لحظه ای از لعن و دشمنی دریغ نمی کردند

ای کاش که مردم می دانستند و عمل می کردند
##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 461 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

تربیت رحیمانه خدا نسبت به بندگان

حرف خدا این است:

من که تمام دانه ها، هسته ها، حشرات، حیوانات و موجودات غیر از شما را در دامن خودم به این درستی، زیبایی و خوبی و بر اساس قوانین حکیمانه دارم تربیت می کنم، شما را نیز با همان نگاه رحیمانه و عاشقانه ام تربیت می کنم، تا مافوق تمام موجودات، حتی ملائکه شوید. به شرطی که بخواهید. اگر بگویی نمی خواهم، صد و بیست و چهار هزار نفر را به دنبال تو می فرستم که بعضی از آنان نهصد و پنجاه سال با تو حرف بزنند و فقط بگویند: بخواه، نگو نمی خواهم.

اگر هسته ها، دانه ها، درخت ها، گوسفندها و دیگر موجودات می گفتند نمی خواهیم، تو لقمه ای غذا نداشتی که بخوری. تمام این نعمت ها برای این است که تمام موجودات دیگر گفتند: می خواهیم و تربیت تو را قبول می کنیم. هیچ کدام نه نگفتند. فقط تو جنس دو پا هستی که می گویی: نمی خواهم.

چند نفر از جنس دو پا می گویند نمی خواهیم؟ قرآن می گوید: اکثر آنها.

حضرت نوح وقتی سوار کشتی شد و "من آمن معه" یعنی کسانی که گفتند: می خواهیم، بعد از نهصد سال، هشتاد و سه نفر از کل آن منطقه بر کشتی سوار شدند.

سی هزار نفر در کربلا، هشت روز به آنها گفتند بخواهید، گفتند نمی خواهیم، از این همه سه نفر گفتند می خواهیم. یکی حربن یزید بود، دومی سعد بن حارث انصاری بود، سومی نیز برادر او، ابوالحتوف بن حارث انصاری بود که نیم ساعت مانده به شهادت ابی عبدالله گفت می خواهم.

حال آن کسانی که می گویند تربیت تو را نمی خواهیم، بشمارم: هرچه زن و دختر بدحجاب هستند، اهل زنا، رباخوار، رشوه گیر، دزد و هرکسی که رابطه نامشروع دارد. پس چند نفر گفتند می خواهیم؟

خدا حرف می زند، اما گوشی می خواهد که این حرف ها را مانند حضرت موسی بگیرد. اوایل سوره طه را نگاه کنید... وقتی خدا یا حضرت موسی حرف می زند، شما ببینید او با شنیدن کلام خدا چه حالی شده است. کسی می تواند حال حضرت موسی را درک کند؟

کسی به حضرت سید الشهدا عرض کرد: من غصه بزرگی دارم. امام فرمودند: آن غصه چیست؟ گفت نماز شبم که تمام می شود و فجر صادق می دمد و موذن الله اکبر اذان صبح را می گوید، من می خواهم دق کنم. قلبم می خواهد بایستد. یابن رسول الله چرا من این گونه هستم؟

حضرت می فرماید:

جلسه خصوصی هرکسی با محبوبش تمام شود، همین حال را دارد. تو را چون راه می دهند که وقتی مجلس تمام می شود، این حال به تو دست می دهد.

آفرین به سعدی که زیبا می سراید:

اگر لذت ترک لذت بدانی دگر شهوت نفس لذت نخواهی

yad%20khoda


برگرفته از کتاب ارزش عمر و راه هزینه آن(استاد حسن انصاریان)

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 490 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

"سلوک باران"

عقربه های قبله نما

عقربه های قبله نما را دیده اید که پیوسته لرزان اند، مگر زمانی که همسو با قبله باشند. دل آدمی نیز همین طور است، لرزان و مضطرب است مگر این که با خدا همسو شده و همواره در یاد خدا باشد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دلی آرام داشت، چرا که پیوسته در یاد خدا بود. در تمام نشست و برخاست ها یاد خدا می کرد. البته نه به این معنا که دائم تسبیح به دست داشت، بلکه هرکجا می خواست کاری انجام دهد، می گفت اگر الان خدا به جای من بود، چه می کرد. و یاد خدا به این معناست.

بادکنک ها

بادکنک هایی که زیاد باد دارند کافی است یک سر سوزن به آنها فرو کنیدُ آنگاه است که می بینید یک وجب شکاف برداشته و منفجر می شوند و چه سر و صدایی هم به راه می اندازند. اما بادکنک هایی که باد ندارند یا باد کمی دارندبه اندازه همان سر سوزن آسیب می بینند و قابل تعمیر هم هستند و صدایی هم از آنها بلند نمی شود.

آدم ها هم همین طورند، آنهایی که باد غرور و کبر و تکبر در سر دارند کافی است شما به آنها بگویید بالای چشم تان ابروست،منفجر می شوند و به این زودی ها هم نمی توانند خودشان را جمع کنند.

ولی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، پیامبر بود، گل سرسبد کائنات و هستی بود. بر سر او شکمبه گوسفند می ریختند، خم به ابرو نمی آورد. چون باد غرور در سر نداشت.

حمام های عمومی

بعضی ها توی حمام های عمومی کارشان مشت و مال دادن بود. یعنی طرف می آمد تمام نیرو و انرژی خود را در دستان خود جمع می کرد، بعد هم تا می توانست به طرف فشارمی آورد و مشت و مال می دار و در این وسط خود خسته و ناتوان می شدو اما مشتری نیرو و انرژی پیدا می کرد.

حال کسانی که در جامعه بر شنا فشار روحی و استرس وارد می کنند و حتی به ظاهر ضربه هم می زنند، درست شبیه همان مشت و مال دهنده ها می مانند که سرانجام خود ناتوان و خسته می شوند، اما این شمایید که نیرو و توان می یابید.

به همین خاطر امام رحمه الله می فرمود:

دست آن شیخ ببوسید که تکفیرم کرد

محتسب را بنوازید که زنجیرم کرد

یعنی خیلی چیزها که دارم از مشت و مال آنهاست.


گوشه ای از کتاب"سلوک باران" حجه الاسلام محمد رضا رنجبر

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 512 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

برای آمادگی ظهور چه باید بکنیم؟

1_1_7598161166107206115698110562201368525510

برای ظهور جامعه باید آن گونه رشد کند که معنای امام را به خوبی درک کند. و به آن معتقد شود. درک این معنا و رسیدن به آن، قبل از ظهور و عمل کردن مطابق آن بعد از ظهور است. و این یکی از جنبه های آماده سازی، طالبان ظهور است که قبل از ظهور باید آن را محقق کنند. و الا باید قبول کرد که جامعه مستعد ظهور نیست و نباید از خدای متعال توقع تعجیل در ظهور و رساندن امام را داشته باشد. و ائمه خود معرفی کرده اند که یار و یاور آنها باید چه خصیصه ای داشته باشد.

«راوی می گوید خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم كه سهل بن حسن خراسانى وارد شده سلام كرده نشست. عرضكرد ... چرا دفاع از حق خود نمى كنید با اینكه بیش از صد هزار شیعه شمشیر زن دارید. فرمود بنشین خراسانى خدا جانب ترا رعایت كند.

بكنیزى بنام حنیفه فرمود تنور را بیفروزد. تنور افروخته شد چنانچه یك پارچه آتش گردید و قسمت بالاى آن سفید شد. بعد رو بمرد خراسانى نموده فرمود برو بنشین داخل تنور. خراسانى شروع بالتماس نموده یا ابن رسول اللَّه مرا به آتش مسوزان. از جرم من درگذر خدا از تو بگذرد. امام فرمود ترا بخشیدم.

در همین موقع هارون مكى وارد شد یك كفش خود را به انگشت گرفته بود عرضكرد السلام علیك یا ابن رسول اللَّه. امام فرمود نعلین را از دست بیانداز برو داخل تنور بنشین. نعلین را انداخت و داخل تنور نشست.

امام شروع كرد با خراسانى بصحبت كردن از جریانهاى خراسان مثل اینكه در خراسان بوده بعد فرمود خراسانى برو ببین در تنور چه خبر است بجانب تنور رفتم دیدم چهار زانو در تنور نشسته از تنور خارج شد بما سلام كرد امام علیه السّلام فرمود از اینها در خراسان چند نفر پیدا مى شود؟.

عرضكرد بخدا قسم یكنفر هم نیست نه بخدا یك نفر پیدا نمى شود فرمود ما در زمانى كه پنج نفر یاور نداشته باشیم قیام نخواهیم كرد ما خودمان موقعیت مناسب را بهتر میدانیم. »[1]

ما تجربه ای چند صد ساله در پیش روی خود داریم. حتی در قبل از اسلام می توانیم ببینیم که تمرد از دستور حق، چه نتیجه ای به دنبال داشته که در ماجرای حضرت موسی (ع) از سرگردانی چهل ساله به خاطر یک تمرد سخن می گوید:

«قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَةً یَتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقینَ[مائده/26] خدا گفت: ورود به آن سرزمین به مدت چهل سال برایشان حرام شد و در آن بیابان سرگردان خواهند ماند. پس براى این نافرمانان اندوهگین مباش.»

و در بعد اسلام نیز دیده ایم که یک لحظه کوتاهی چه نتیجه ای به دنبال داشت و چگونه سقیفه امت را به انحراف کشاند. در حالی که اگر فقط چند ده نفر مانند مقداد معنای امام را می فهمیدند، برای جلوگیری از انحراف کافی بود:

"مقداد حتى لحظه اى هم شك نكرد و حالت او دگرگون نشد. چشم در چشم على داشت و انتظار مى كشید تا چه زمانى دستور دهد و او اجرا نماید."[2]

بنابراین تا زمانی که به این رشد نرسیده ایم، لایق ظهور نیستیم.

امتی که امام زمان (عج) را صرفا برای تحقق عدالت در منافع دنیوی می خواهد، هنوز فرق امام معصوم با عمر (خلیفه ثانی) را درک نکرده است!

امتی که امام زمان (عج) را برای عمران و آبادانی می خواهد، هنوز فرق امام معصوم با معاویه را درک نکرده است!

امام یارانی می خواهد که متوجه عظمت عالم هستی باشند. و بفهمند که هر حرکت آنها بدون راهبری و راهنمایی امام معصوم می تواند خطایی غیر قابل جبران باشد. چنین کسانی مانند مقداد چشم در چشم امام می دوزند که لحظه ای از انجام وظیفه عقب نمانند. و هرگز نظر خود را بر دستور معصومانه امام ترجیح نمی دهند.

اما جایی که تمام همت ها مصروف دنیا شده، و صرفا همین دنیای مادی را طالب هستیم، چرا سیستم سکولار غرب را انتخاب نکنیم؟ اگر اجرا شدن ظواهر اسلامی را طالب هستیم، چرا به نتیجه بیداری اسلامی دلخوش نکنیم؟ و ...


##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 518 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

وقتى سكـوت خـدا را در بـرابـر راز و نـيـازت ديدى ، نگـو خدا با من قهــر اسـت ،

او به تـمـام كائنـات فـرمـان داده سكـوت كنـنـد تا

صـداى تــو را بشـنـود .

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشارم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم .

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم .

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

جمله نهایی :

عيب کار اينجاست که من ' آنچه هستم ' را با ' آنچه بايد باشم ' اشتباه مي کنم ، خيال

مي کنم آنچه بايد باشم هستم، در حالي که آنچه هستم نبايد باشم .

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 493 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

سوغاتی از امام رئوف علی بن موسی الرضا

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت میشدم
ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت میشدم
كـاش يك شب میگذشتم از فراز چشم تو
گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت میشدم
كـاش يـك شب میسرودم گنبد زرد تو را
فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت میشدم
كاش يك شب مینشستم بر ضريح چشم تو
بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت میشدم
صحن و ايوان تو را اى كاش جارو میزدم
چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت میشدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت
كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت میشدم

n00004868-b

نسخه جديد قطعه صوتي بسيار زيبا "به طه به ياسين (نسخه جديد)" با صداي علي فاني

قبل از دانلود صلواتی هدیه به آقا امام رضا بفرستید.

لینک دانلود

متن شعر در ادامه مطلب

نظر یادتون نره...

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 498 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 13:17

صفحه بندی